ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
802
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
جمعى مأمور به تصرّف برج و باره فرمود . روز سهشنبه هيجدهم شهر رمضان المبارك سنهء يك هزار و دويست و چهل و هفت از طالع بىزوال شاهنشاه دريانوال ، قلعه [ اى ] به آن استحكام مسخّر آمد و در روز دوشنبه عيد سعيد فطر ، مژدهء اين لطيفهء غيبى در دار الخلافهء طهران معروض رأى داراى دادگر شد . در تاريخ اين فتح نمايان ، يك رباعى فصاحت بنيان از كلك مؤلف تراويد و يادگار را درين رساله ثبت گردانيد . الرباعى لمؤلفه : گويند اميرزاده ترشيز گشود * چون سرو به جويبار كشمر آسود از خامهء خاورى رقم شد به ورق * تاريخ صحيح لفظ ترشيز گشود بالجمله ، نوّاب خسرو ميرزا ، فرداى آن روز وارد قلعهء سلطانآباد گرديد و كدخدايان و ريشسفيدان و اعيان آن ولايت را مورد انواع تفقّدات گردانيد . انبارهاى مشحون از ذخاير و گنجينههاى مخزون از زر و جواهر ، اسب و استر و اشتر بيرون از حساب و گلّهگلّه اغنام گذشته از حدّ نصاب ، به تصرّف غازيان ظفر اكتساب درآمد و يكانيكان لشكر را قسمتى درخور ميسّر شد . نوّاب اميرزادهء كامران ، مباشرين كاردان در شهر و بلوك برگماشت و على اصغر خان عجم را با دستهء ابواب جمعى به محافظت قلعه گذاشت و مصطفى قلى خان و محمد تقى خان و جميع برادر و برادرزادگان و قبيلهء ايشان را اناثا و ذكورا از آن ولايت حركت داده به ارض اقدس روان داشت و حضرت وليعهد كامران ، [ 447 ] نوّاب اميرزاده و ساير امرا و سرهنگان را در ازاى اين خدمت نوازشى بىنهايت كرد . آوازهء تسخير قلعهء ترشيز به گوش اهالى دور و نزديك رسيد و هر مايهدار و بىمايه حسابها از كار برداشته ، در كار خود حيران گرديد . ذكر قتل حاجى فيروز الدين ميرزاى افغان از حيلهبازى فلك فتنهانگيز در ولايت ترشيز از قرارى كه در سنهء يك هزار و دويست و سى و سه مرقوم قلم خجسته رقم آمد ،